الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
42
كفاية الأصول ( فارسى )
* دومين مؤيّد بر اينكه مادهء امر حقيقت در معناى وجوب است چيست ؟ قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه : لو لا ان اشقّ على امّتى لامرتهم بالسواك وجه التأييد در كلام شريف اين است كه : 1 - اگر بر امت من دشوار نبود ايشان را به مسواك زدن دندان امر مىنمودم . 2 - از محتواى كلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برمىآيد كه امر به مسواك نفرموده است . 3 - مسواك كردن به ملاحظه اخبار و احاديث وارده مستحب است . 4 - از نفى امر و استحباب مسواك زدن نفى امر از طلب ندبى بدست مىآيد . 5 - اگر امر حقيقتا بر طلب ندبى اطلاق مىشد ، سلب و نفى آن صحيح نبود . پس : امر حقيقت در وجوب دارد . به عبارت ديگر ظاهر كلام شريف اين است كه : 1 - امر ، مشقتآور بوده و انسان را به زحمت مىاندازد . 2 - به زحمت افتادن انسان در صورتى است كه امر دلالت بر طلب وجوبى كند . پس : امر عند الاطلاق ظهور در وجوب دارد . * چرا روايت مزبور مؤيّد قرار گرفته و نه دليل مستقل ؟ زيرا : لو لا ان اشقّ ، قرينه است بر اينكه مراد از امر ، طلب وجوبى است و لذا اگر قرينهء مزبور وجود نمىداشت ، ممكن بود كسى بگويد : امر دلالت بر وجوب نمىكند . البته : احتمال مزبور ، احتمال ضعيف و بعيدى است ، و حديث مزبور مىتواند ، مؤيّد و مثبت مدّعاى جناب آخوند و يا مشهور باشد . به عبارت ديگر : 1 - وجوب و لزوم در روايت مزبور از قرينهء لو لا اشقّ استفاده مىشود و حال آنكه بحث ما در جائى است كه كلمهء ( امر ) بلاقرينه باشد . 2 - كلمهء ( امر ) در روايت مورد نظر حد اكثر استعمال در مورد خاص را دلالت مىكند ، استعمال خاص نمىتواند علامت حقيقت باشد . خلاصه اينكه امكان مناقشه در استدلال به اين روايت نسبت به مدّعى مورد نظر وجود دارد . * بريره كه بود ؟ ماجراى او چه بود ؟ بريره كنيز عايشه بود . 1 - در روزگار كنيزيش ، مغيث كه عبدى سياهچهره بود با او ازدواج نمود . 2 - پس از مدتى بريره آزاد شد .